خاطرات شهدا

راننده

این بار با ماشين آمده بود مرخصی. پدر گفت: «بابا تو در جبهه چه کار می کنی که ماشین بهت داده اند؟ گفت: «من راننده ام. یه نیروی بسیجی، کاره ای نیستم.» در مراسمی که برای شهادتش گرفتند، داخل اعلامیه نوشته بود؛ فرمانده ی تیپ زرهي الغدير ، حاج ابراهیم جعفر زاده. آن موقع بود که فهمید پسرش چه کاره است.

65
راننده
65

این بار با ماشين آمده بود مرخصی. پدر گفت: «بابا تو در جبهه چه کار می کنی که ماشین بهت داده اند؟ گفت: «من راننده ام. یه نیروی بسیجی، کاره ای نیستم.» در مراسمی که برای شهادتش گرفتند، داخل اعلامیه نوشته بود؛ فرمانده ی تیپ زرهي الغدير ، حاج ابراهیم جعفر زاده. آن موقع بود که فهمید پسرش چه کاره است.