319
نام: اسدالله نام خانوادگی: نیازی شهرکی نام پدر: غضنفر تاریخ تولد: 1342/3/2
تاریخ شهادت: 1364/10/28 محل شهادت: جنوب
زندگینامه

شهید اسدا... نیازی درسال 1342در خانواده ای مذهبی و زحمتکش در روستای شهرک از توابع شهرکرد پابه عرصه وجود گذاشت پدری زحمتکش و مادری رنجدیده داشت.وی در همان اوان کودکی با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم کرد و هرگز تسلیم نشد. شهید از ایمانی قوی ونبوغی سرشار برخوردار بود . پدرش اورا در هفت سالگی به دبستان فرستاد اواز ذوق و شوق فراوانی برخوردار بود . و دوران ابتدائی را با موفقیت کامل همراه با تلاش و کوشش به پایان رسانید . وی همیشه همدم وهم صحبت مادرش در خانه بود . ویاوری در صحرا برای پدرش . خانواده اش معاش زندگی را از کشاورزی تامین می کردند .  از این رو شهید بیشتر دوران زندگی و نوجوانی رادر صحرا به پدرش کمک می کرد به همین دلیل قلبی جلا یافته از حمیت و صداقت داشت .بعد از دوران ابتدائی مرحله جدیدی از تحصیل را در مدرسه راهنمائی شهرک آغاز کرد . درآن دوران نیز علاقه ای بس عجیب به درس خواندن داشت . با موفقیت کامل این مرحله را نیز پشت سر گذاشت . وی با برادران و خواهران رفتاری بسیار خوب داشت ، و آنها را ارشاد می نمود . در این مدت توجه پدر و مادرش و اقوام خود را بیش ازپیش به خود جاب نمود . بعد از دوره راهنمائی به هنرستان آیت ا...منتظری رفت وشروع به تحصیل در رشته راه و ساختمان و تهذیب نفس پرداخت . در جریان پیروزی انقلاب نقش موثری داشت و همیشه درمسجد بود ودر نماز جماعت شرکت می کرد وهمه را به این امر مهم دعوت می نمود شهید خیلی به فکر محرومان و بی چارگان بود و از بیکاری بیزار بود وبرای همین یا در کلاس درس یا در مسجد یا در بسیج خدمت می کرد و اوقات فراغت را مطالعه می نمود . شهید اکثر اوقات با خود خلوت می کرد وبه فکر فرو می رفت او چهره ای شاد و زبانی شیرین داشت چون پسر عمویش آیت ا... نیازی شهید شده بود ، اکثرا به خانه ی آنها می رفت و به آنها دلداری می داد بعد از شهادت پسر عمویش برای اولین بار به جبهه رفت و مدت سه ماه در جبهه ماند و دفعه ی دوم در عملیات محرم شرکت کرد ودراین این عملیات مسئولیت بی سیمچی گردان امام سجاد را به عهد ه گرفت . وی هر بار که از جبهه بر می گشت به درس خواندن مشغول می شد تا اینکه موفق به اخذ دیپلم شد و در این موقع تصمیم گرفت به خدمت مقدس سربازی برود و پس از معرفی به گروهان ژاندار مری معاف شد وبه خانه بازگشت . شهید در تابستان همان سال درامتحانات کنکور دانشگاه در رشته راه و ساختمان و زبان ترتیب معلم شرکت کرد . و بعد از آن به عضویت جهاد فارسان به عمران آن منطقه پرداخت . وبعد از آن به عضویت جهاد فارسان به عمران آن منطقه پرداخت .  برای سومین بار به جبهه اعزام شد ودر عملیات والفجر 4 به عنوان معاونت گروهان از گردان امام سجاد را بعهده گرفت . پس بازگشت از عملیات چون در کنکور شرکت کرده بود ودر هر دو رشته پذیرفته شده بود تصمیم گرفت در رشته راه و ساختمان ادامه تحصیل دهد . و به همین منظور به یزد رفت و مشغول تحصیل رادر جبهه ها بود در تمام امتحانات موفق بود . وقتی که در دانشگاه شهید صدوقی یزد بود دائم در فکر جبهه و جنگ بود و از بی تفاوتی ها رنج می برد . در تابستان سال 1364 به عنوان مسئول یکی از محور های عملیاتی در جزیره بود و پس از ارشاد ها به خانه بازگشت و چون علاقه زیادی به طب داشت تصمیم گرفت که دیپلم علوم تجربی را نیزبگیرید و توانست در امتحانات سال 63 بصورت متفرقه شرکت کند و دیپلم  تجربی را نیز دریافت نمود . دانشجوی شهید مان از کودکی اهمیت خاصی به نماز خواندن می داد و علاقه زیادی به تفسیر و معانی قرآن داشت . صبح ها خیلی زود بیدار می شد و اکثر شبها به نماز شب مشغول بود . ایشان چون از علم و تقوا بهره مند بود به عنوان مسئول انجمن اسلامی دانشکده شهید صدوقی یزد انتخاب شد . به قول برادران دانشجو وی به مسائل حساس بود و فقط رضای خدا را در نظر می گرفت و برای خدا را در نظر می گرفت و برای خدا کار می کرد. او همیشه دوست داشت که یک طبیب شود ، این بود که در سال 1364در امتحان کنکور اعزام به خارج شرکت نمود ودر رشته پزشکی در کشور هند پذیرفته شد و هنگامی که نتایج را اعلام کردند شهید در جبهه بود . او تکیه گاهی برای بسیج بود و در هر کاری پیش قدم می شد و برای انجمن اسلامی دانشکده نمونه ای از تقوا بود و همه دوست داشتنداز اخلاق و رفتار او بهره مند شوند . هیچ کس راناراحت نمی کرد و هر مشکلی را با منطق حل می نمود و بعد از همه این ناراحتیها به یزد بازگشت که درس بخواند . پس از اقامتی کوتاه در یزد بازگشت که درس بخواند. در یزد همراه راهیان کربلا از دانشگاه عازم جبهه شد. و همچنین در جزیره مجنون هم به عنوان فرمانه گروهان مشغول خدمت شد و بلاخره آن انتظاری که داشت و مدت ها آرزو می کرد و در دعای کمیل ها ، در نماز شب ها از خدا می خواست را در روز جمعه مورخ 27/11/1364 را بدست آورد و به آرزوی دیرینه خود که همانا فدا کردن جان در راه معبود رسید وبه ملکوت اعلا پیوست . روحش شاد و راهش پر رهرو باد شهدا مثل آیه های قران مقدس اند.