نام: اسماعیل
نام خانوادگی: اسکندری شهرکی
نام پدر: یدالله
تاریخ تولد: 1344/1/1
تاریخ شهادت: 1365/10/27
محل شهادت: عملیات کربلای 5
وصیتنامه

وصیت نامه ی   برادر شهید  اسماعیل اسکندری شهرکی :

ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیل الله صفا کانهم بنیان مرصوص

حمد و ستایش خداوندی که این همه نعمت را به ما داده و ارزانی نموده است 0 با سلام  بر تنها پیام رسان دین مقدس اسلام حضرت محمد ( ص ) و با سلام بر امام زمان ( عج ) و با درود وسلام بر نائب بر حقش رهبر کبیر انقلاب اسلامی ، ابراهیم زمان و بت شکن قرن و با درود وسلام  بر شهدا ، مفقودین ، اسرا ، جانبازان و خانواده های معظمشان 0

برادران ، اسلام امانتی است که از پیامبران به ما رسیده است و ما باید حافظ و نگهبان آن باشیم و بنا  به وظیفه و تکلیف شرعی که بر عهده ما نهاده شده است از اسلام دفاع کنیم . اکنون با یک نگرش کلی می بینیم که همه کفار بسیج شده اند که به هر نحوی که هست اسلام را شکست دهند لذا اسلام در خطر است و وظیفه ماست که تا می توانیم از آن دفاع کنیم  از کشته شدن در راه خدا نه تنها نهراسیم بلکه به آن افتخار کنیم.

عزیزان ، ما در راه اسلام افراد ارزشمندی داده ایم . شهدایی همچون حسین ( ع ) و در عصر خودمان شهدایی همچون بهشتی مظلوم . پس ما که پیرو ولایت فقیه هستیم باید این راه را تا سرمنزل مقصود ادامه دهیم و همچون بنیانی مرصوص در مقابل هرچه و هر که سد راه اسلام است ایستادگی کنیم. ما در این دنیا افریده شده ایم که مورد آزمایش قرار گیریم پس چه بهتر است این آزمایش مورد رضایت خداوند قرار گیرد. بیدار و آگاه باشید که هرچقدر در این دنیا بمانید بالاخره باید به دیار باقی و لقاء الله شتافت . هیچ کس در این دنیا به طور همیشگی زندگی نخواهد کرد و زندگی همیشگی در سرای باقی است ، پس اگر از  امتحان الهی سربلند بیرون آمدیم در نعمت های الهی قرار می گیریم .

مردن حق است اما در میدان جنگ و نبرد با کفار مرگ سرخ را انتخاب نمودن شیرینی و سرافرازی مضاعف ایجاد می کند. عسل شیرین است اما شهادت از عسل شیرینتر و هدف من در این راه هجرت ، جهاد و شهادت یعنی نزدیک شدن به خداست.

برادران عزیز ، هم اکنون که بهترین و مخلص ترین عزیزان در جبهه ها فدا می شوند بیایید و جبهه ها را تقویت کنید واقعاً کمی فکر کنید ببینید چه گلهایی پرپر  شده اند . باید راه این شهدا را که خون پاکشان مظلومانه به خاطر دفاع از اسلام برزمین ریخته شده است ادامه داد و گرنه در روز قیامت در جلوی شهدا جوابی نداریم بدهیم و شهدا می گویند ما به خاطر اسلام جان دادیم و آن وقت است که در مقابل آنان خجالت زده و سر به زیر هستیم.

تنور جبهه ها را همچنان که امام فرمودند گرم نگه دارید و شما خواهران حجاب خود را حفظ کنید که حجاب شما سلاح شما ست . در آخر باز هم می گویم که همیشه به یاد خدا باشید ( الا بذکرالله تطمئن القلوب ) با یاد خدا دلها آرامش پیدا می کند.

مرگ را فراموش نکنید که انسان هر کجا که باشد مرگ به سراغ او خواهد رفت و مواظب کارهایتان در همه زمینه ها باشید در نماز جماعت تا می توانید حتماً شرکت کنید و مسجد را خالی نگذارید.

در بسیج هم شرکت کنید و آنرا  خالی نگذارید چونکه همین پایگاههای بسیج بودند که برادران در آن تجمع می کردند و آموزش می دیدند و به سوی جبهه ها حرکت می کردند. با شرکت خود در بسیج و جبهه ها به دشمنان اسلام و قرآن بفهمانید که تا آخرین نفس و آخرین قطره خونمان در برابر ظلم ایستادگی خواهیم کرد و ان شاء الله آنها را نابود خواهیم کرد. و دشمنان اسلام بدانند که اگر من رفتم برادران دیگر همچون شیر در مقابل آنها خواهند ایستاد و کمر آنها را خواهند شکست . در آخر از کلیه امت حزب الله حلالیت می طلبم و امیدوارم اگر از من بدی دیدند مرا حلال کنند . والسلام .

 19 /10/65 –  روز جمعه

اسماعیل اسکندری

زندگینامه

شجاعت او باور نکردنی بود با تدین و اخلاصی که داشت بعضی اوقات با خود می گفتیم شاید او زمان شهادت خود را می داند که اینگونه بی پروا به قلب دشمن می زند و ذره ای رعب و وحشت در وجود سراسر غیرت او راه ندارد.

نقل از همرزمان شهید

ایشان در آغاز سال 1344 در خانواده ای مشهور به ایمان و تدین چشم به جهان گشود.

اسماعیل در خانواد ه ای که مهر و عطوفت در آن سرشار بود رشد و تربیت یافت . از همان دوران نوجوانی در کنار تحصیل در حد توان خود در کارهای کشاورزی به همراه برادر شهیدش ابراهیم پدر را یاری می نمود.

او از استعداد و هوش ذاتی برخوردار بود و در ضمن به حسن اخلاق شهره بود. در حین تحصیل هیچگاه از شرکت در مراسم مذهبی غفلت نمی کرد و همواره در کسب معارف و تقویت پایه های دینی و معنوی تلاش وافر داشت.

شهید اسکندری هنگام شروع انقلاب در حالی که نوجوانی بیش نبود با شور و اشتیاق زاید الوصفی در صحنه انقلاب حضور داشت و همراه دیگر دوستان همدل خویش به فعالیتهای انقلابی می پرداخت.

در سال 1360 مقطع راهنمایی را با موفقیت پشت سرگذاشته و برای ادامه تحصیل وارد دبیرستان ابوذر غفاری شد. در ایام پس از پیروزی انقلاب و تشکیل بسیج مدارس ایشان نیز در فعالیتهای مختلف بسیج حضور فعال داشته و مسجد را به عنوان پایگاهی قوی و مستحکم در اشاعه آرمانهای امام امت و  انقلاب اسلامی انتخاب نمود.

با آغاز جنگ تحمیلی شهید اسکندری پس از طی مراحل آموزشی لازم در سال 1359 به جبهه آبادان اعزام شده و حدود دو ماه در آنجا حضور داشت . پس از آن به جبهه شوش عزیمت کرده و به یاری همرزمان در آن منطقه عملیاتی همت گماشت. با شروع عملیات فتح المبین به منطقه عملیاتی اعزام شد و با فداکاری و از خود گذشتگی بی نظیر در این عملیات سرنوشت ساز که در شوش ، اندیمشک ، دزفول و غرب کرخه با همیاری 124 گردان پیاده ، 9 گردان زرهی و حمایت گردانهای توپخانه با مسدود کردن دو تنگه عین خوش و رقابیه و انهدام نیروهای دشمن در دوم تا دوازدهم فروردین ماه 1361 صورت پذیرفت ،  شرکت نمود .

شهید  اسماعیل اسکندری در شجاعت و دلیر مردی شهره و زبانزد بود. در زندگی همواره تقوا و پارسایی را رعایت می کرد و تا پایان عمر لحظه ای از انجام واجبات و ترک محرمات غفلت نمی ورزید. عاشق ائمه اطهار و بخصوص ابی عبدالله ( ع ) بود و شهادت را آرزوی دیرینه خود می دانست. اسوه شهامت و دلاوری بود و اهل عمل بود نه حرف .

لیاقت و شایستگی در انجام امور مختلف از او انسانی ساخته بود که دیگران به عملکرد او اطمینان کامل داشتندو از لحاظ قدرت بدنی و توان جسمانی در درجه بالایی قرار داشت.

شهید اسکندری از عملیات فتح المبین تا عملیات کربلای 5 مداوماً  در عملیاتها حضور داشت و در هر عملیات حماسه ای تازه می آفرید لیکن شهید اهل بزرگ نمایی و مطرح کردن خود نبود اگر از حماسه آفرینی او صحبت به میان می آمد برایش خوشایند نبود و وقتی از او تعریف می کردند ناراحت می شد ،  ابرو در هم میکشید و می ترسید به اجر اخروی اش لطمه وارد شود. شهید اسماعیل در عملیات دشوار خیبر برادر بزرگوارش ابراهیم ، آن مجاهد نستوه و انسان وارسته را از دست داد و خویش همچنان در کمین شهادت باقی ماند تا اینکه در عملیات کربلای پنج که در 19/10/1365 در منطقه شلمچه ، بوبیان و غرب نهر جاسم با حضور 200 گردان پیاده و آتش 24 گردان توپخانه آغاز شد و رزمندگان اسلام با در هم شکستن مستحکمترین خطوط دفاعی دشمن و انهدام 48 گردان گارد 100 هزار کشته و زخمی به دشمن تحمیل کرده ،  زمینه برتری نظامی ایران را فراهم نمودند شرکت و  در واپسین روزهای دیماه 1365 در منطقه عملیاتی شلمچه پس از وارد کردن ضربات مهلک به دشمن در نبردی نابرابر مورد اصابت ترکش قرارگرفته و پیکرش را شبانه از منطقه عملیاتی خارج کردند . لیکن روح بلند او در بیمارستانی در جوار حرم آقا امام رضا ( ع ) برای همیشه پابوس آقا شد. پیکر پاکش را پس از طواف در حرم رضوی در زادگاهش به خاک سپردند.

یادش گرامی باد.