418
نام: بهمن نام خانوادگی: هاشمی شهرکی نام پدر: بهرام تاریخ تولد: 1348/11/5
تاریخ شهادت: 1366/12/23 محل شهادت: عملیات والفجر10
وصیتنامه

« بسم رب الشهداء و الصالحین » وصیت نامه ی پاسدار رشید اسلام شهید بهمن هاشمی . « وَ قاتلوا هُم حتّی لا تکونَ فتنه و یکونَ الدینُ کلّهُ للهِ» .(انفال ، 39) خرّم آن روز کزین منزل ویران بروم راحت جان طلبم وزپی جانان بروم با سلام و صلوات خدمت ولی الله اعظم امام زمان ، حضرت مهدی ، قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلّم ، محبوب دل عاشقان ، منجی مستضعفان ، امام زمان (عج) و با سلام و صلوات بر نائب برحق امام زمان ، جان جانان ، خورشید تابان ، پیر جماران ، امید رزمندگان اسلام و امید امام و دوست مردان صدیق و مخلص جمهوری اسلامی و بر مظلومین بالاخص قافله سالار حزب جمهوری اسلامی شهید مظلوم آیت الله بهشتی ، شهید همیشه جاوید و زنده ی تاریخ و با سلام بر رزمندگان ، راهیان قدس و حرم کربلا ، شیران بیشه ی توحید و زاهدان شب این ناجیان کشتی پر تلاطم اسلام و مستضعفین و آنان که مصداق آیه ی شریفه ی « انّ الارض یرثها عبادی الصالحون » می باشند . آنان که پیمان دوستی و یاری دادن دین خدا را به عهده گرفتند . و بر این پیمان تا پای جان سخت ایستادند و با اهدای سلام بر مردان پاک و پرفتوح و عروج کنندگان راه شهیدان زنده و همیشه جاوید تاریخ وصیت نامه ی خود را با سخنی از مولای متقیان علی ابن ابیطالب آغاز می کنم .« من هزار بارضربه شمشیر را بر مرگ در بستر ترجیح می دهم». بار الهی تو شاهد باش که من با آگاهی کامل به جبهه آمده ام و برای ملحدین و منافقان کوردل می نویسم که من راه خود را کورکورانه انتخاب نکردم . بلکه همین راه راه ِ حسین و یاران حسین می باشد و امیدوارم که خدا این هجرت مرا قبول نماید و آمده ام که راه سرخ شهادت را ادامه دهم و پیرو امام باشم . آن اسطوره ی ایمان و شجاعت و نائب امام زمان محبت خدا در زمین است . خدمت امت شهید پرور و حزب الله عرض می کنم که پیرو امام و فرامین امام باشید . که همگی مدیون او هستیم و هرچه داریم از او داریم چرا که او بود که در تاریکی و ظلمت قیام کرد و ما را به راه راست هدایت نمود و از لجنزار و تباهی و فساد به سوی میدان شجاعت، ایثار ، شهادت و شرف و مردانگی سوق داد . مبادابه منافقین و به مردم از خدا بیخبر که همچون زالو خون مردم را می مکند میدان دهید . و به حرفهای پوچ و بی معنایشان گوش کنید . چرا که اینان کسانی هستند که در جنگ صفین نسبت به علی ( ع ) خیانت کردند ، اینان کسانی هستند که بهشتی مظلوم و هفتاد و دو تن از یاران مظلوم و با وفایش امام را شهید کردند. اینان خون شهیدان مارا پایمال کردند و به آرمانهای شهدای ما پشت پازدند. از امت شهید پرور تقاضا دارم که اتحاد خود را حفظ کنند و حافظ انقلاب اسلامی باشند و مبادا از رفتن فرزندان خود به جبهه جلوگیری کنید که دزفول دیگر جوان ندارد. مبادا بگویید که پسرم جوان است که از قاسم ابن الحسن ( ع ) و علی اکبرحسن ( ع ) رشید تر نیستند. و در پایان به پدر و مادر عزیز و از جان و دل عزیزترم بگویید که تمام هستی من مدیون شما است. خدایا تو شاهد باش که اینها چه سختی های کشیده اند و چه رنجهایی برده اند تا مرا پرورش دادند تا در پیری عصای دستشان و درکوری نورچشمشان و در افتادگی قوت قلبشان باشم ، ولی میدانند که اسلام الان به من احتیاج دارد خدایا خودت صبر واجر جزیل به آنها عنایت کن و میگویم که خوشحال باشید که چنین فرزندی تربیت کردید که توانست به ندای « هل من ناصر » حسینی لبیک بگوید و پیرو راه شهیدان باشد و از خواهران و برادران گرامی نیز حلالیت می طلبم . اگر از بنده بدی دیدید انشاء الله مرا حلال کنند . و از شوهر خواهر گرامی ام تشکر میکنم که دراین مدت کوتاه مثل برادر برایم بود و به او سفارش می کنم بعد از من به مادر سر بزن و به خواهرم دلداری بده . خواهر جان حلالم کن و مرا ببخش. در آخر از برادران بسیج می خواهم که نگذارند کسانی که به انقلاب ایمان ندارند در تشییع جنازه من شرکت کنند از برادران و خواهرانی که که در تشییع جنازه من شرکت کرده اند کمال تشکر را دارم. خدایا ، خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار. 17/11/66