247
نام: مهراب نام خانوادگی: سلیمی شهرکی نام پدر: لطف الله تاریخ تولد: 1341/10/7
تاریخ شهادت: 1362/12/7 محل شهادت: عملیات خیبر
زندگینامه

مهراب در اولین روزهای دیماه سال 1341 در خانه ای در همسایگی مسجد جامع به دنیا آمد. او تنها فرزند ذکور خانواده بود که پدر و مادرش از همان ابتدای تولد علاقه ای ویژه به وی داشتند  و در تربیت دینی او از هیچ کوششی دریغ نورزیدند. هوش و استعداد ذاتی او حتی قبل از دوران تحصیل نیز بارز و آشکار بود . از همان دوران کودکی به عنوان تنها فرزند ذکور خانواده از هیچ کمک و مساعدتی در حد توان خود به پدر در کارهای مزرعه دریغ نداشت و دراین راه کوشش فراوان می نمود. شهید سلیمی از 7 سن کمتر از سالگی به نماز علاقه نشان می داد و در مراسم مذهبی و محافل قرآنی سرشار از شوق و نشاط شرکت می کرد . از دوران نوجوانی همواره قسمتی از وقت خود را در مسجد جامع سپری می نمود و به عنوان مؤذن خوش آهنگ مسجد حضور داشت . شهید در سن 15 سالگی علیرغم سن پایین در دوران پیروزی انقلاب اسلامی یکی از چهره های کارا و پر تحرک در اقدامات ضد رژیم پهلوی بود. به طوری که منزل آنها به محل مخفی سازی پلاکاردها و پوسترها و عکسهای امام که در راهپیمایی ها از آن استفاده می شد تبدیل شده بود. پس از گرفتن دیپلم در سال 1361 در نهضت سواد آموزی مشغول به فعالیت شد و در عین حال در پایگاه بسیج و سپاه پاسداران نیز فعالیت گسترده و تلاشی خستگی ناپذیر داشت . شهید مهراب سلیمی بسیار به بسیجیان عشق می ورزید و خود نیز در دل بسیجیان جای داشتند چنانچه بعد از شهادت وی تمام بسیجیان حجت را برخود برای شرکت در جبهه ها و جانفشانی تمام شده می دیدند. وی بسیار خوشرو و خوش برخورد بود و هیچگاه ناراحتی و عصبانیت در چهره او هویدا نمی شد خالصانه و بی هیچ شائبه با دلاوریهایش به جبهه و رزمندگان شور و شهامت می بخشید . او احترام ویژه ای برای پدر و مادرش قائل بود و هرگز بی اجازه آنها کاری انجام نمی داد چنانچه در وصیت نامه خود نیز به احترام و یاری انها تأکید می نماید. در برابر مشکلات بردبار و عرصه را خالی نمی نمود . اخلاص فوق العاده ای داشت و خالصانه و بی ادعا کار می کرد. او به مداحی اهل بیت عشق می ورزید و در مراسم عزاداری به مداحی و به ذکر یاد و نام اهل بیت شوق و اشتیاق زیادی نشان می داد و همواره صدای زیبا و دلنشینش از مسجد به گوش می رسید. در ایام حضور در جبهه هرجا و در هر سنگری که مراسم دعایی برگزار بود دنبال شهید سلیمی می فرستادند تا با صدای زیبا و لحن دلنشین او بهره ببرند. او ذاکر دلباخته حسین ( ع ) بود و به مادر سادات حضرت فاطمه زهراء ( س ) علاقه ای خاص و ویژه داشت . به نماز اول وقت اهتمام می ورزید و دیگران را نیز به آن سفارش می کرد. در سال 1362 شهید پس از شرکت کنکور سراسری عازم جبهه ها شده و چند ماه در جبهه ها حضور داشت .او تمام هستی و آرمانش را در طبق اخلاص قرار داده بود و به جبهه ها آورده بود . پس از مراجعت از جبهه معلوم می شود که ایشان در دانشگاه کرمان در رشته مهندسی عمران قبول شدند بنابراین شهید به کرمان مراجعه و پرونده تحصیلی خود را در دانشگاه کرمان تکمیل می کنند و دوباره به همراه گروهان یا زهرا از تیپ قمر منیر بنی هاشم به جبهه ها اعزام شدند. به نقل از همرزمان شهید کمتر کسی در منطقه عملیاتی به دلسوزی و مسئولیت پذیری شهید وجود داشت علیرغم ممانعت بسیار شهید مصرانه از فرماندهان در خواست می کند که در عملیات خیبر شرکت نماید . سرانجام موافقت حاصل شده و شهید مهراب سلیمی در اواخر سال 1362 در عملیات دشوار و تعیین کننده خیبر که در هورالهویزه با مشارکت 246 گردان پیاده ، 37 گردان زرهی و پشتیبانی 7 گردان  توپخانه انجام و با کشته شدن 15 هزار نیروی بعث و 4 گردان از نیروهای گارد به آزاد سازی جزایر مجنون و منطقه طلائیه منجر شد ، شرکت نموده ، در منطقه عملیاتی جزیره مجنون مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفته در مسیر برگشت در بین راه به فوز عظیم شهادت دست یافتند. مادر ایشان نقل می کنند در کودکی ایشان خواب دیدم که شهید به همراه برادرم ( آقای پرویز امیرخانی ) سوار بر پرنده ای رو به آسمان پرواز می کردند در نیمه راه برادرم ایستاد ولی مهراب تا جایی که چشم می دید پرواز کرد و بالا رفت تا از نظرها پنهان شد. یادش گرامی باد.