گرا با گوگل ارث

سهیل کریمی میگفت: محمودرضا در حلب برای تعیین گرا از نرم افزار گوگل ارث کمک می‌گرفت اما خمپاره‌ها به جایی که باید میخوردند نمی‌خوردند. گفت: محمودرضا متوجه شده بود که مختصات گوگل ارث برای جاهایی مثل سوریه و عراق خطا دارد و معتقد بود که این خطا عمدی است. محمودرضا مقدار این خطا را درآورده بود و بعد از آن مقدار این خطا را در نظر می‌گرفت و آتش می‌کرد و جایی را که می خواست می زد.

55
گرا با گوگل ارث
55

سهیل کریمی میگفت: محمودرضا در حلب برای تعیین گرا از نرم افزار گوگل ارث کمک می‌گرفت اما خمپاره‌ها به جایی که باید میخوردند نمی‌خوردند. گفت: محمودرضا متوجه شده بود که مختصات گوگل ارث برای جاهایی مثل سوریه و عراق خطا دارد و معتقد بود که این خطا عمدی است. محمودرضا مقدار این خطا را درآورده بود و بعد از آن مقدار این خطا را در نظر می‌گرفت و آتش می‌کرد و جایی را که می خواست می زد.

پرکارها شهید می‌شوند

اسفند سال ۸۸ بود مثل هر سال در تالار وزارت کشور برای سالگرد شهیدان آقا مهدی و آقا حمید باکری مراسمی برگزار شده بود. محمدرضا زنگ زد و گفت: میای مراسم؟ گفتم: می‌آیم چطور؟ گفت: «حتما بیا سخنران مراسم حاج قاسم است» مقابل تالار باهم قرار گذاشته بودیم همه صندلی ها پر بود روی لبه یکی از سکوها جایی پیدا کردیم همان جا نشستیم. وقتی حاج‌قاسم داشت حرف هایش را جمع‌بندی می‌کرد محمودرضا یک مرتبه برگشت و گفت: «حاج قاسم فرصت سر خاراندن هم ندارد. این کت و شلواری را که تنش هست میبینی باور کن این را به زور قبول کرده که برای مراسم بپوشد والّا اینقدر هم وقت برای تلف کردن ندارد.» موقع پایین آمدن از پله ها به محمودرضا گفتم نمی‌شود حاج قاسم را از نزدیک ببینیم؟ گفت : «خجالت میکشم توی صورت حاج‌قاسم نگاه کنم بس که چهره اش خسته است.» محمودرضا خودش هم همین طور بود؛ همیشه خسته. پرکار بود و به پرکاری اعتقاد داشت. می گفت من یک بار در حضور حاج قاسم برای عده ای حرف می زدم که گفتم: «من اینطور فهمیدم که خداوند شهادت را به کسانی می دهد که پرکار هستند و شهدای ما در جنگ اینطور بوده اند. حاج‌قاسم حرفم را تایید کرد و گفت بله همینطور بود.»

ادامه مطلب
81