خاطرات شهدا

اول راه - راوی پنج دقیقه با بهشتیان

صبح روز اول یک موتور تریل قرمز چفیه قرمز با یک عینک بادگیر طلقی از این طرف و ان طرف میرفت ومیگفت:برادر ها این تازه اول راه است باید برویم هرچه زود تر. همینطور که نیروهای تو خط را مرتب میکرد حاج محمود به ما رسید امده بود این جلو خیالش راحت شود از بچه ها

230
اول راه
230

راوی پنج دقیقه با بهشتیان
صبح روز اول یک موتور تریل قرمز چفیه قرمز با یک عینک بادگیر طلقی از این طرف و ان طرف میرفت ومیگفت:برادر ها این تازه اول راه است باید برویم هرچه زود تر. همینطور که نیروهای تو خط را مرتب میکرد حاج محمود به ما رسید امده بود این جلو خیالش راحت شود از بچه ها