از کتابخانهها تا خنثیسازی مین
اوایل در کمیته بود. بعد در جهاد سازندگی مشغول به خدمت شد. انقلاب باید با محرومیتها مقابله میکرد دید کار فرهنگی هم لازم است. با دوستانش نشست کتابخانههای شهر را با آثار خوب تغذیه کرد جزوه و نشریه آماده میکرد برای مدارس و... که جواب شبهات را بدهد. برادر بزرگ ترش محمد مسئول تأمین امنیت در شمال کشور شده بود. رفت به کمک او آن قدر در شناخت بمب و خنثی سازی مین پیشرفت کرد که اسمش را گذاشتند «حسن شیری» دل شیر داشت و چشم در چشم مواد منفجره، کم نمی آورد. جنگ شد. حضورش در غرب کشور ضروری بود رفت جبهه که خبر دادند برگرد تهران برادر کوچکی داشت به نام علی که دست در دست او بزرگ شده بود. برادرش در روز ۲۱ ماه مبارک رمضان به دنیا آمده بود و ظهر عاشورا در سوسنگرد شهید شد. آمد مدتی دل داغدار مادر که تسلی گرفت و به رفتنش رضا داد، خودش را رساند به آبادان در محاصره آن قدر ایستاد تا حصر آبادان شکست و بینی دشمن به خاک مالیده شد. ثامن الائمه، سرآغاز عملیات های گسترده در بازپس گیری خاک کشور و مناطق اشغالی از چنگال کثیف دشمن بود. مملکت امام رضا با اسم امام رضا حرکت بزرگش را آغاز کرد.