695
نام: حفیظ الله نام خانوادگی: رفیعی شهرکی نام پدر: نبی الله تاریخ تولد: 1341/5/6
تاریخ شهادت: 1365/2/5 محل شهادت: عملیات والفجر8
وصیتنامه

وصیت نامه شهید ( حفیظ اله رفیعی شهرکی ) بسم الله الرحمن الرحیم « و من یقاتل فی سبیل الله فیصل او یغلب فسوف نوتیه اجرا عظیما » قرآن کریم (نساء آیه 74) ( و هرکس در راه خدا جهاد کند پس کشته شود یا پیروز گردد به زودی پاداشی عظیم به او عطا خواهیم کرد ) با درود و سلام بر امام امت و امت امام و امت شهید پرور و با درود و سلام بر تمام سنگر نشینان راه  حق و حقیقت . وبا درود سلام  بر تمام معلولین و مجروحینی که در بیمارستانها از شدت درد می نالند و شب تاریک و ظلمانی را به صبح روشن مبدل می سازند وبا درود و سلام بر تمام خدمتگذاران به اسلام و با درود و سلام بر تمام یاران با وفای امام و با درود و سلام بر تمام پدران و مادرانی که بهترین فرزندان خویش را در دامن پر برکت خویش پرورش می دهند و به جبهه ها می فرستند تا از اسلام و مرزهای اسلامی و از قرآن دفاع نمایند . به نام خداوند یکتا و یگانه وصیتم را از اینجا آغاز می کنم : به نام او که هستیم از او است . و به نام او که قلبم برای او و به دستور او در گردش است و به نام او که گردش شب و روز و تمام ستارگان به دست اودر گردشند و به نام او که خالق و آفریننده ی همه ی جهان است و به نام او که خورشید درخشان و ماه تابان ب دستور او روشنایی می دهند و به نام او که کاخ ستمگران را درهم می کوبد و به نام او که تمام لغز ش ها  به دستور او راهنمایی می گردند . (اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله ) شهادت می دهم که خدا یکی است و همتایی و شریکی ندارد و شهادت می دهم که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) فرستاده ی خداست و اطاعت از او واجب و هرکس از دستورات او اطاعت نکند کافر است و شهادت می دهم که علی (علیه السلام ) ولی خداست و اطاعت از دستوراتش واجب و راه او حق و پایدار است و  شهادت می دهم که امام خمینی جانشین پیامبر است و با خدای یکتا در ارتباط است و فرمانبرداری از او واجب و هرکس او را تکذیب و به او و راه او بدگویی کند نیز کافر است و جزء دشمنان خدا شمرده می شود و شهادت می دهم که رهبری آگاه و رهبری فداکار داریم و اطاعت از امر او واجب می باشد . در این جا وصیت می کنم بر امت حزب الله و شهید پرور که جبهه ها را خالی نگذارید و اگر اسلحه ای از دست برادری می افتد اسلحه ی او را مردانه بردارید و روانه ی جبهه ها شوید و امام و راهش را تنها نگذارید زیرا که ما مانند مردمان اهل کوفه نیستیم که اماممان را تنها بگذاریم و ما در اول مردانه با دشمن اقرار کردیم که اگر این جنگ بیست سال هم طول بکشد ما ایستاده ایم و مردانه هم خواهیم جنگید که تا کنون ثابت نمودیم و در اینجا با شما هستم ای منافقین کوردل که شما نهایتا از پا در خواهید آمد و با کارهای منافقانی خود افشا خواهید شد و نامتان در بدترین ورق های تاریخ ثبت خواهد شد و در این جا با شما هستم ای افراد بی تفاوت . کمی به خود آیید و بی تفاوت ماندن تا کی و چشم ها را خیره کردن و نگاه حقارت آمیز تا کی و شما کی می خواهید در صف افراد هدف دار و مذهبی و مسلمان بیایید . و با شما هستم ای افراد ولگرد که در کنار خیابان ها و سر چهار راهها می ایستید و حرف های بیهوده می زنید از این کارهای بی بهره ی خویش دست بردارید . و با شما هستم ای افراد بازاری که بعضی از شما از خون این ملت شهید داده تغذیه نکنید کمی فکر کنید و به خود آیید و با شما هستم ای افراد اداری که بعضی از شما وقتی جایتان در ادارات باز می شود پارتی بازی نکنید و افراد محروم را در نظر بگیرید و حق آن ها را از بین نبرید که دل خانواده های شهدا را آزرده نمایید و با شما هستم ای برادرانی که کادر رسمی ادارات می باشید کمی در کارهایتان دقت کنید و هیچ گاه از یاد خدا غافل مباشید که خدای ناکرده دچار شیطان شوید . و با شما هستم ای برادران فرهنگی چرا بعضی از شماها اینقدر بی تفاوت هستید . امام خمینی می فرماید معلمی شغل انبیاءست از این شغل مواظبت کنیو و مواظب باشید که خیانت نکنید و در آخر با شما هستم ای افراد خوب الهی که در شهادتم دستهایم را از تابوتم بیرون بگذارید ، تا کوردلان بدانند من با خودم چیزی نمی برم من فقط با اعمال خود وارد قبرستان می شوم و چشم هایم را باز بگذارید تا جلادان تاریخ بدانند من راهم را کورکورانه انتخاب نکرده ام و تابوتم را برای خاک های مزارم بگذارید و کفنم را از بدنم جدا سازید تا مزدوران خودباخته بدانند که بدن عریان من در مقابلشان باز نخواهد ایستاد و زبانم را از دهانم بیرون بیاورید تا امت حزب الله بدانند دیگر توان سخن گفتن ندارم که با آن ها سخن بگویم و بازوان مرا به برادران رزمنده نشان دهید که ببینند من دیگر توان جنگیدن ندارم وگرنه اینجا نبودم و سلول های مرا به افراد منافق نشان دهید که بدانند اگر سلول هایم حرکت می کرد در مقابل آن ها می ایستادم . و ای افرادی که در تشییع جنازه ام شرکت نمودید از شما معذرت می خواهم و فقط می خواهم این را بدانید که هم اکنون مرا در شیاری تنگ و تاریک قرار می دهید و از نزد من می روید . من فقط خودم می مانم و اعمالم . در اینجا نه پدری ، نه مادری ، نه برادری و نه خواهری و نه دوستی و نه آشنایی . من می مانم و خدای خودم و در آخر ای مادر گرامیم از شما معذرت می خواهم که برای به ثمر رساندن من شب ها نمی خوابیدی و روز ها از من مواظبت می کردی و معذرت می خواهم که دیگر بعد از این گونه های شما خیس خواهد بود و معذرت می خواهم از این که شب ها بر کنار گهواره ی من می خسبیدی که مرا بخسبانی تا من اذیت نشوم و معذرت می خواهم از این که وقتی به یاد من  می افتی اشک هایت جاری می شود ومعذرت می خواهم از اینکه غم ما و رنج ما را برای به ثمر رساندن من تحمل نمودی . و پدر جان از شما هم معذرت می خواهم که در بزرگ نمودن من روز در هوای گرم تابستان و در هوای سرد زمستان سختی ها را تحمل نمودی تا برای خوراک و پوشاک من وسایل لازم را آماده سازی و معذرت می خواهم از این که وقتی به من نگاه می کردی تمام رنج ها را فراموش می کردی و ای برادران از شما معذرت می خواهم که وقتی بسترم را در کنار خود خالی می بینید ناراحت می شوید و خاطرات شیرین من در خاطر شما تجسم می گردد و معذرت می خواهم از این که وقتی دوستانم را می بینید غم من بر قلب شما اثر می گذارد و وقتی سخنان من به یاد شما می افتد چهره ی غمگین شما غمگین تر می گردد و معذرت می خواهم از شما برادران عزیزی که یاد من قلب شما را به  لرزش در می آورد و از شما خواهران هم معذرت می خواهم از اینکه وقتی شب تاریک و ظلمانی فرا می رسد تلخی های زمان به یاد شما می افتد و معذرت می خواهم از اینکه وقتی بر سر مزارم می روید و وقتی که عکسم را می بینید اشک بر چشمان غم انگیز شما جاری می گردد و معذرت می خواهم از اینکه پس از من شیرینی های زندگیتان تبدیل به تلخی ها می گردد اما شما باید همانند زینب باشید و از این سختی ها باکی نداشته باشید . می دانم که شهادت من برای شما مشکل است و من برای شما ارزشمند بودم اما فقط این را می دانم که اسلام و قرآن از من عزیزتر هستند و مملکت و مرزهای ما از من با ارزش تر هستند . پس بنابراین راه خدا و راه حسین (علیه السلام ) از من با ارزنده ترند و در آخر تمام کسانی که با من آشنایی دارند و مرا می شناسند اگر می توانند دو رکعت نماز و دو روز روزه برایم بگیرند و کلیه ی کسانی که از من بدی دیده اند ببخشند و کلیه ی برادران و یا اشخاصی که از من پولی  ویا اموالی طلب دارند بدون اینکه خجالت بکشند بروند و از پدرم دریافت نمایند . والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته (وصیت نامه ی شهید برادر حفیظ الله رفیعی شهرکی )